تبليغاتX
یادداشتهای یک آذربایجانی اهل ایران

یادداشتهای یک آذربایجانی اهل ایران

این وبلاگ تلاشی است در بازشناسی مفهوم ایرانی بودن.

روزنامه نیویورک تایمز : مردم تبریز خاطره " هوارد باسکرویل " را فراموش نکرده اند
يکشنبه  ٣۰ فروردين ۱٣٨٨ -  ۱۹ آوريل ۲۰۰۹

این پست از وبلاگ زیر نقل شده است: http://amirmail.persianblog.ir


فردا یکصدمین سالروز شهادت معلم آمریکائی " هوارد باسکرویل " در جریان انقلاب مشروطه آذربایجان هست.
روزنامه نیویورک تایمز در مقاله ای به این موضوع پرداخته

هوارد باسکرویل (Howard Conklin Baskerville)

باسکریل در دهم ماه آوریل 1885 میلادی در محل نارث پلاته امریکا ( ایالت نبر اسکا ) متولد شد و در کالج این ایالت تحصیلات مقدماتی خود را انجام داد . از باسکرویل‌ دست‌ نوشته‌ای‌ به‌ جا مانده‌ است‌ که‌ از علاقه او به‌ پژوهش‌ درباره زبان‌ و فرهنگهای‌ بیگانه‌ حکایت‌ دارد.

این جوان امریکایی، تحصیلات خویش را در دارالفنون "بزاستن" به پایان رساند.

 در پاییز سال 1908 به دعوت مدرسه مموریان تبریز، جهت تدریس به ایران آمد و در حالی که بیش از 23 سال نداشت شروع به تدریس کرد .

درس عمده او تاریخ عمومی بود، ولی بعدا به موجب درخواست شاگردان ارشد و بعضی از معلمان مثل مرحوم شریف زاده ، کلاسی نیز برای تدریس حقوق بین المللی دایر کردند.

این جوان پاک درون چون به تبریز رسید و سراسر شهر را پر از جوش و خروش یافت . خونش بجوش آمد و به آزادی خواهان دلبستگی پیدا کرد. با شریف زاده که از معلمان مدرسه مموریان بود ارتباط گرمی پیدا کرد و شهادت آن سید بزرگوار دل جوان امریکایی را تکان داد و شب و روز نا آرام گردانید . وی که در آمریکا دوره سربازی دیده بود و بعنوان یک افسر نیروی دریائی خدمت کرده بود و در آن زمینه اطلاعاتی داشت جوانانی را زیر دست خود گرفته مشق نظامی یاد میداد . برای این که سرکنسول آمریکا و مدرسه آگاهی نیابد حیات ارک را برای این کار برگزید و دسته خود را " فوج نجات " نامید. کنسول‌ وقت‌ آمریکا، با توجه‌ به‌ سیاست‌ دولت‌ متبوع‌ خود در حفظ بى‌طرفى‌، کوشید تا باسکرویل‌ را از اینگونه‌ کارها باز دارد.  باسکرویل‌ با رد درخواست‌ کنسول‌ آمریکا، همراه‌ یکى‌ از روزنامه‌نگاران‌ ایرلندی‌ به‌ نام‌ مورا، آشکارا به‌ یاری‌ مشروطه‌خواهان‌ تبریز برخاست‌ و حتى‌ از پذیرش‌ درخواست‌ ستارخان‌ برای‌ بازگشت‌ به‌ مدرسه‌ و ادامه تدریس‌ نیز، سرباز زد. او می گفت: تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است و این فرق بزرگی نیست.

سرکنسول آمریکا هوارد باسکرویل را دعوت و به وی گفت جنگ تبریز موضوع داخلی ایران هست و ما حق دخالت در موضوعات داخلی ایران را نداریم.هوراد باسکرویل پاسپورت سیاه آمریکائی خود را به سرکنسول آمریکا ارائه داد و گفت : من دیگر آمریکائی نیستم.

 

فروردین ماه سال 1288 شمسی بود و تبریز روزهای سختی را می گذراند . از شب تا سحر و از پگاه تا غروب، گلوله های توپ و تفنگ بود که از هر سو بر سر مردم شهر میبارید و شهر از چهار طرف چنان در محاصره بود که بیم گرسنگی، همه را پریشان خاطر کرده بود و سختی نان و خوار بار و تلاشهای خدعه آمیز کنسولهای روس و انگلیس سردار و سالار را بر ان داشت که بار دیگر به جنگ بزرگی برخیزند و این بار غرب تبریز را برگزیده بر آن شدند که به شنب غازان که یکی از لشکرگاهای صمد خان شجاع الدوله بود یورش برند و چون بسیج نیرو میکردند باسکریول چنین خواست که فوج نجات در این تاخت پیش جنگ باشد .

 صبح دوشنبه 30 فروردین 1288/18 آوریل 1909 اولین کسی که قدم به میدان جنگ گذاشت و فوج خود را فرمان حمله داد باسکرویل بود و نخستین کسی هم که هدف تیر دشمن گردید و جان سپرد باز باسکرویل بود .گلوله پیشانی هوراد را شکافته و باعث شهادتش شده بود.

روز بعد، مردم‌ تبریز در یک‌ آیین‌ پرشکوه‌ و با شرکت‌ مجاهدان‌ و پیشوایان‌ آنها، شاگردان‌ باسکرویل‌ و آمریکاییان‌ تبریز، پیکر او را تشییع‌ کردند و در گورستان‌ ویژة آمریکاییان‌ به‌ خاک‌ سپردند.

بعد از شهادت باسکرویل در تبریز که بشدت گلوله باران می شد چنان مراسم بزرگداشتی برای باسکرویل برگزار شد که سابقه نداشت.

مردم تبریز برای قدردانی از رشادتهای باسکرویل فرشی را با نقش تصویر باسکرویل بافته و آنرا همراه تفنگ و مقداری پول که جمع آوری کرده بودند به سرکنسول آمریکا در تبریز تحویل دادند تا به مادر باسکرویل که در آمریکا زندگی میکرد برساند.

سرکنسول آمریکا در تبریز از قبول پول خودداری کرد ولی تفنگ و قالی را برای رساندن به مادر باسکرویل قبول کرد.

در 30 فروردین‌ 1338، آیین‌ پنجاهمین‌ سالگرد درگذشت‌ باسکرویل‌ در تبریز، به‌ کوشش‌ برخى‌ از اعضای‌ باقى‌ مانده‌ از «فوج‌ نجات‌» برگذار گردید و تالار دبیرستان‌ پروین‌ (مموریال‌ پیشین‌) به‌ نام‌ «تالار باسکرویل‌» نام‌گذاری‌ شد.

 

از مهم ترین قالی های مشروطه ، قالیچه ایست که پس از شهادت هوارد باسکرویل امریکایی به جهت سپاسگذاری از وی به دست زنان تبریزی بافته شد ، طرح آن ، لچک ترنجی  و حواشی قالیچه نیز دارای طرح قاب قابی است ، به احتمال زیاد تمام پشم دارای رنگ متن روناسی بوده ، لچکهای اطراف نیز دارای طرح سرو نازهای مارپیچ زیبا است ، در ترنج آن تصویر باسکرویل با مهارت و چیره دستی زیاد نقش بسته ، همچنین در اطراف قاب ترنج به دو زبان نوشته شده : یاد و خاطره هوراد باسکرویل و همه شهدای آذربایجان گرامی باد

 

لینک روزنامه نیویورک تایمز:
http://www.nytimes.com/2009/04/18/opinion/18calafi.html?_r=1&ref=opinion
لینک هوارد باسکرویل در ویکی پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Howard_Baskerville
سایتی به نام هوراد باسکرویل
http://www.howardbaskerville.com

منبع: http://amirmail.persianblog.ir/post/76

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:18  توسط حسن دارابلو  | 

با وجود پیروزی مهم تیم ملی فوتبال ایران در بازی با امارات این بازی و حواشی آن پوشش خبری بسیار ضعیفی داشته است. مثلا سایت  گویا نیوز که هر خبر مربوط به تیم ملی (مخصوصا خبر قهر بازیکنان و شکست تیم ملی) را در بالای صفحه اش درج میکند تا الان هیچ اشاره ای به موضوع نکرده است. چرا؟ من نمی دانم! این بازی هم از نظر موقعیت ایران در گروه خود مهم بود و هم به دلیل تنشهای سیاسی اخیر با امارات بر سر سه جزیره ایرانی خلیج فارس. به هر حال این هم گلچینی از حواشی بعد از بازی برای جبران (!!) پوشش خبری ضعیف این بازی.

اولی به نقل از سایتی بنام زندی نیوز:

زندی نیوز- فریدون زندی٬ هافبک ملی پوش کشورمان موفق شد تا تک گل پیروزی بخش تیم ملی فوتبال کشورمان را در برابر امارات به ثمر برساند. در یک بازی حساس و نفس گیر ٬ و در شرایطی که اماراتی ها از روز گذشته جنگ روانی خود را علیه تیم ملی کشورمان آغاز کرده بودند. فریدون زندی با گل زیبایی که در دقیقه ی ۹ و با یک ضربه ی«چیپ» به ثمر رسانید٬ یک پیروزی شیرین را برای تیم فوتبال کشورمان رقم زد و خیال ها را بابت صعود به مرحله ی بعد تا حدودی راحت کرد. گفتنی است که انتخاب ورزشگاه «القطاره» از سوی مقامات فوتبال امارات به این دلیل بود که تا به حال در این ورزشگاه شکست را تجربه نکرده بودند٬ اما فریدون زندی با گل به یاد ماندنی خود بر روی رویای آن ها خط بطلان کشید و اماراتی ها را در ورزشگاه خانگی شان به زانو در آورد. 
زندی در طول بازی٬ علی رغم عادت نداشتن به بازی در شرایط موجود٬ بارها دروازه ی اماراتی ها را مورد تهدید قرار داد و علاوه بر گل به ثمر رسانده٬ سه موقعیت گل نیز بر روی دروازه ی حریف ایجاد کرد. وی در طول بازی از نفرات برتر میدان بود و در پایان از سوی اندک هواداران ایرانی حاضر در ورزشگاه ٬به شدت مورد تشویق قرار گرفت.

به نقل از ایسنا>> علي دايي: من اين پيروزي را مديون تك تك بازيكنان هستم.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سرمربي تيم ملي فوتبال ايران پس از پيروزي برابر امارات در گفت‌وگو با شبكه‌هاي تلويزيوني دبي اسپورت و ابوظبي اسپورت در پاسخ به سوال خبرنگاري كه به زبان عربي او را مربي مغروري خواند، گفت: من هيچ وقت مربي مغروري نبوده‌ام و هميشه منطق در كارهايم حاكم بوده است. من زبان عربي را به خوبي مي‌دانم و نيازي نيست كه شما با اين لحن با من صحبت كنيد. وي درباره‌ي اين بازي گفت: بسيار خوشحالم كه در اين شرايط بسيار سخت توانستيم به يك پيروزي با ارزش و حياتي دست يابيم. من اين پيروزي را مديون تك تك بازيكنان هستم و در اين بين كمترين نقش را داشتم، چرا كه بازيكنان با شهامت و يكدلي و ارايه يك بازي بسيار خوب و در حالي كه موقعيت‌هاي بسيار خوبي براي گلزني داشتيم، توانستند اين پيروزي با ارزش را به دست آورند.
دايي در پايان با تشكر از هواداران فوتبال ايران گفت: از تماشاگران تشكر مي‌كنم كه در اين بازي با تشويق‌هاي خود از تيم ملي حمايت كردند.

به نقل از خبر گزاری فارس:

سرمربي تيم ملي فوتبال ايران گفت: با تساوي در ديدار رفت ما به اماراتي ها يك امتياز هديه داديم و در العين اگر دقت بيشتري مي كرديم 5 گل به امارات مي‌زديم.

 

به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به العين، علي دايي پس از پيروزي يك بر صفر مقابل تيم ملي امارات در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 اظهار داشت: بازي كردن در اين شرايط آب و هوايي براي ما خيلي سخت بود، اما در اين مسابقه هر دو تيم فوتبال بازي كردند.
وي ادامه داد: در ديدار با تساوي يك بر يك ما يك امتياز به اماراتي ها هديه كرديم اما در العين قدرت واقعي خود را به حريف نشان داديم.

خوش و بش دایی و متسو

 به نقل از ایسنا: برونو متسو (سرمربي تيم ملي فوتبال امارات): با اتفاقات فوتبالي از ايران شكست خورديم.:

 متسو در جمع خبرنگاران گفت: در دو بازي كه در تهران و العين با تيم ايران داشتيم بازي پاياپايي را انجام داديم و در بعضي مواقع بازي به نسبت بهتري را در مقايسه با ايران ارايه كرديم. اما در ديدار رفت يك پنالتي ما توسط داور گرفته نشد و گلي كه نيز به ثمر رسيد به نظرم پنالتي بود و ما با اتفاقات فوتبالي باختيم. متسو درباره‌ي اظهارنظرش درباره‌ي كادر فني تيم ملي ايران پس از بازي رفت گفت: من خودم هم در اين مورد شگفت‌زده شدم كه چرا رسانه‌ها به اين موضوع پرداخته‌اند. در صورتي كه من همواره براي تمام حريفان و مربيان آنها احترام و ارزش قايل بودم.
در كنفرانس مطبوعاتي پس از بازي علي دايي و برونو متسو با اشتياق فراوان همديگر را بغل گرفتند و با هم چند دقيقه‌اي خوش و بش كردند.

به نقل از شبکه خبر>>>

بیژن ذوالفقار نسب در گفتگوی اختصاصی با سایت شبكه خبر گفت : درصدی بسیاری از برد امروز مقابل امارات حاصل دوندگی و جنگندگی غریزی اعضای تیم ملی فوتبال ایران بود . وی با اشاره به بازی خوب تیم ملی ایران گفت : تیم ملی امارات فشار زیادی را روی تیم ملی ایران آورد و لی تیم ملی تسلیم این تیم درجه دو آسیا نشد . مربی سابق تیم فوتبال ذوب آهن گفت : تیم ملی با این پیروزی موفق شد بسیاری از مشکلات خود را حل و شانس صعود خود را دو برابر کند .

به نقل از سایت تابناک:

يك هافيك و يك مدافع (هادي عقيلي و فريدون زندي)از تيم ملي ايران پس از ديدار با امارات مورد آزمايش دوپينگ قرار گرفتند. ماجد و بشير الحمادي از تيم ملي امارات نيز آزمايش دوپينگ دادند.

و اما...............جایزه

به نقل از ایسنا
پس از پيروزي تيم ملي ايران برابر امارات و صدرنشيني در گروه پنجم رقابت‌هاي مقدماتي جام جهاني، بنا به نظر مسوولان فدراسيون فوتبال به هريك از اعضاي تيم ملي مبلغ 50 ميليون ريال پاداش اهدا شد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 0:53  توسط حسن دارابلو  | 

رادیو فردا خبر قبلی خود را که تحت عنوان "اعتراض مردم تبریز به تحریف نام خلیج فارس" منتشر شده بود اصلاح کرد. این وبسایت با اصلاح تیتر خبر آن را به "اعتراض به تغییر نام خلیج فارس در یک پیاده روی همگانی" تغییر داد. در متن خبر نیز چندین تغییر اساسی داده شده است تا مشخص شود که همایش یک پیاده روی همگانی بوده است و نه یک همایش سیاسی. از جمله متنی افزوده شده است که این همایش  به منظور ترغيب افراد جامعه به ورزش صورت گرفته است. همچنین تیتر زیر عکس در صفحه اصلی نیز به این شکل اصلاح شده است: "جمعیت کم سابقه ای در همايش پياده روی خانوادگی در تبريز شرکت داشتند". یک تغییر مهم هم افزودن پاراگرافی به متن اولیه است که در آن به اعتراض بعضی افراد به سوء استفاده از این رویداد ورزشی اشاره شده است: "همزمان، برخی از وبلاگ ها انتشار خبر اعتراض گسترده به تلاش برای تغيير نام خليج فارس در اين پياده روی از سوی خبرگزاری فارس را رد و تاکيد کرده اند که رويداد روز جمعه در تبريز، رويدادی صرفا ورزشی بوده است". 

در کل خبر رادیو فردا به شکلی اصلاح شده است که معلوم شود کل همایش یک مراسم ورزشی بوده است ولی در عین حال رادیو فردا برای اینکه خیلی هم سه نشود، چنین نوشته است که "همزمان با اين همايش پياده روی، شماری از شهروندان تبريزی نيز با در دست داشتن پلاکاردهايی که روی آنها شعارهايی در باره وحدت اقوام ايرانی و نام خليج فارس نوشته شده بود در مسيری به طول ۴ کيلومتر به سمت بنای تاريخی ايل گلی، راهپيمايی کردند". البته شماری از شهروندان تبریزی که رادیو فردا به آن اشاره می کند در کل شامل شش نفر هستند (چهار بزرگسال به همراه دو کودک) که بصورت نمایشی و دور از جمعیت برای عکس گرفتن ایستاده اند.

تصویری که موجب سوء استفاده از مراسم شد

هر چند اصلاح این خبر از سوی رادیو فردا نشان از تاثیر پذیری این سایت نسبت به واکنش افکار عمومی دارد اما اقدام صورت گرفته به هیچ وجه کافی نیست. خبر در صفحه اول سایت منتشر شده بود و باید به تصحیح این خبر نیز در صفحه اول وبسایت اشاره می شد (که تا جایی که من می دانم این عمل صورت نگرفته است). مساله دیگر اینکه با وجود اصلاح متن خبر، بخش پایانی آن که تحلیل رادیو فردا در مورد روز خلیج فارس در ایران است هنوز در انتهای خبر حفظ شده است که با توجه به تغییرات انجام شده در متن خبر این تحلیل ارتباط چندانی به خبر پیدا نمی کند و می بایست حذف می شد تا موجب گمراهی در انتقال پیام خبر نشود. همچنین انتشار عکسی از پوستر تبلیغ شده مراسم و بیلبوردهای نصب شده در سطح شهر (تصویر در زیر) هم می توانست به روشن شدن این موضوع کمک کند. به هر حال اقدام رادیو فردا هرچند نا کافی است و جبران خطا نمی کند اما به هر حال نشانگر حسی از مسئولیت پذیری این سایت در قبال اعتماد عمومی است که به همین مقدار کم هم جای تشکر دارد. مهمترین درس این مساله برای مسئولین رادیو فردا میتواند این باشد که من بعد در انتقال خبر به منابع سستی همچون خبرگزاری فارس یا منابع سراپا دروغی همچون پیمان پاک مهر اعتماد نکنند.

پوستر مربوط به همایش پیاده روی خانوادگی در تبریز

این مطلب را هم در یکی از وبلاگها دیدم که ظاهرا قرار بوده در اردبیل هم همین نقشه اجرا شود:

“هفته قبل از طرف اداره کل تربيت بدني اردبيل دعوتنامه اي با مضمون:”با عنايت به برگزاري همايش بزرگ پياده روي با خانواده همزمان در سراسر کشور بمناسبت روز ملي خليج فارس و روز معلم و بزرگداشت مقام شهيد مطهري با شعار ورزش ضامن سلامتي در روز جمعه مورخه13/02/87راس ساعت7صبح در محل درياچه شورابيل”به کليه ادارات و سازمان ها ارسال شده بود و همچنين در راديو و تلوزيون محلي هم اعلام شده بودمتاسفانه ويا خوشبختانه روز جمعه چنانباران شديدي در اردبيل مي باريد که هيچ کس حتي خود رييس اداره تربيت بدني هم نتوانست در اين پياده روي نه “راهپيمايي” شرکت بکند وگرنه اردبيل هم به افتخار دفاع از خليج فارس نايل مي گرديد
دوستان حتما فرق راهپيمايي و پياده روي را در ايران مي دانندبه کوري دشمنان راهپيماييها در ايران هيچ وقت مختلط نبوده است.”

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:0  توسط حسن دارابلو  | 

مطلب زیر از وبلاگ اعلمی است. سایت اعلمی مجددا از کار افتاده است. با مراجعه به سایت به آرم شرکت مامبو سرور برمیخورید. یعنی که سایت از طرف شرکت ایرانی میزبان سایت قطع شده است. ترجمه فارسی این مساله این است که به مامبو سرور دستور داده اند که سایت را مسدود کند. اگر کس دیگری میخواهد تو ایران سایت بزنه قبلش به فکر یک میزبان درست و حسابی باشه که یک دستور وزارت اطلاعات باعث تعطیلی سایت نشه.

"بررسی چرائی تغییرات کابینه نهم و پیامدهای آن

گرچه ترمیم کابینه از اختیارات  ریاست جمهوری است لیکن اگر این تغییرات با تدبیر و دوراندیشی لازم  صورت نگیرد، یقینا با پیامدهای ناخوشایندی همراه خواهد شد.با توجه به روند موجود در کشور و نبود احزاب واقعی و دارای برنامه و در نتیجه رجحان مدیرسالاری بجای شایسته سالاری و وابسته بودن همه چیز به اراده یک فرد و حاکم شدن اخلاق فاتحان در عزل و نصب ها، وقتی وزیر دستگاهی تغییر می کند، لاجرم لشگری بصورت اتوبوسی باید بروند تا لشگر دیگری بصورت اتوبوسی جایگزین آنها شوند و همین تغییرات است که باعث بی انگیزگی، عدم ثبات شغلی ،ناپایداری و مختل شدن کارها و از هم پاشیدن شیرازه امور در آن دستگاهی خواهد شد که وزیرش جابجا گردیده است و قهرا تبعات این اختلال دامنگیر سایر ارکان نظام و در نتیجه  گسترده تر شدن نابسامانی ها در سطح کشور خواهد شد که دود آن همواره بچشم مردم می رود.بدیهی است که بدلیل نقش، موقعیت وجایگاه راهبردی وزارتکشور و وزارت امور اقتصادی و دارائی در سیستم ، وقتی که ایندو دستخوش تغییرات اینچنینی می شوند از این حیث ممکن است که بیش از سایر دستگاهها آسیب پذیر گشته و در کشور اخلال ایجاد کنند.
گرچه دولت نهم ضعیفترین دولت ها در طول 30 سال گذشته بوده و با تصمیم گیری های شتاب زده ، پوپولیستی و ناصواب خود بیش از دولت های پیشین به کشور خسارت وارد کرده است، با این وصف در تیم کنونی احمدی نژاد، پورمحمدی و دانش جعفری جزو معدود وزرای صاحب نظر و تاحدودی مستقل کابینه به شمار می آیند و در واقع برخورداری ازهمین دو ویژگی نسبی ،تحمل آنها را برای احمدی نژاد دشوار می سازد.عملکرد احمدی نژاد نشان داده است که وی بیش از آنکه به دنبال وزیر باشد از طریق آزمون و خطا در پی یافتن مرید است و با افراد بلند قدی که نمی توانند سرسپرده مطلق او باشند، مشکل جدی دارد از اینرو روحیات کمی تا قسمتی استقلال طلبانه و واقع بینانه دو وزیر مورد اشاره که بندرت به مقاومت در برابر زیاده خواهی های مخرب احمدی نژاد منحر می شد،با این گونه تمنیات و خلقیات وی سازگار نیست .
واقعیت این است که تغیرات انجام شده در کابینه بیش از آنکه با هدف نوآوری و این قبیل شعارهای بدون پشتوانه و یا سامان دادن امور صورت بگیرد، با انگیزه فرافکنی و تدارک بستر و مقدمات لازم برای  زیاده طلبی های احمدی نژاد است و می توان گفت که هدف اصلی او از انجام این تغییرات،ضمن متوجه کردن همه تقصیرات به سوی وزرای خود،بیش از هرچیز زمینه سازی لازم برای دخالت های بیشتر در تصمیمات جزئی تر و جانبدارانه بنفع خود در وزارتخانه های کشور و امور اقتصادی است، از اینرو بجای دو وزیر کنونی قطعا از مهره هائی استفاده خواهد کرد که عملا از روحیات اطاعت پذیری و سرسپردگی بالاتری نسبت باو برخوردار هستند و مطمئنا این افراد از حیث شخصیتی نمی توانند افراد بلند قدتری نسبت به اسلاف خود باشند.
 به بیان دیگر در انتخابات شورا ها و مجلس هشتم علیرغم تمهیدات گسترده دولت و تغییرات وسیعی که در سطح وزارتکشور صورت گرفت ، احمدی نژاد و حامیانش برای پیشبرد خواسته های خود و تصرف کرسی های مجلس و شوراها ناکام ماندند و داوطلبان مورد نظر آنها با شکست سنگینی در هر دو انتخابات مواجه شدند. از آنجا که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در پیش است ، احمدی نژاد و یارانش همچنان می خواهند بهر قیمتی که شده سنگر ریاست جمهوری را برای خود حفظ نمایند و با توجه به نارضایتی های گسترده ای که وجود دارد ،دستیابی به این آرزو به سه عامل پول ،نیروی انسانی و رای بیشتر نیازمند است. تغییرات صورت گرفته در وزارت نفت مشکل تامین پول را مرتفع کرده است،اما از هم پاشیدن شیرازه امور در کشور و بهم ریختگی اوضاع و همچنین  تورم لجام گسیخته که امان را از مردم بریده، انگیزه ای برای حضور مردم در پای صندوق های رای و حمایت از احمدی نژاد باقی نگذاشته است.لذا باز به یک روش پوپولیستی دیگر برای بازیابی رضایتمندی موقت توده مردم نیاز است تا با استفاده از پول باد آورده نفت که هم اکنون در تسلط کامل دولت است، رضایت مردم حداقل تا ایام انتخابات تامین شود. وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی هر دو دانش آموخته اقتصاد هستند و بخوبی می دانند که تصمیمات آنی و دستوری در اقتصاد چه پیامدهای سوئی را بهمراه خواهد داشت، لذا بجای این افراد باید کسانی جایگزین شوند که اقتصاد پوپولیستی را به اقتصاد مبتنی بر عقلانیت ترجیح داده و تنها منویات شخصی احمدی نژاد را برای کسب محبوبیت بیشتر، هر چند به قیمت از هم پاشیدن شیرازه اقتصاد ملی تامین کنند.
سامان دان و جهت دادن آرا نیز نیازمند مجریان انگیزه دار و مریدان تنوری است، اما استقلال نسبی پورمحمدی و مهمتر از همه دوراندیشی و در نتیجه تمایل وی به آبروداری و امتناع از هزینه کردن کامل خود و آبرویش برای توجیه و حفظ دیگری ،مانع از عملی شدن کامل زیاده خواهی های احمدی نژاد و حامیان افراطی وی می شود،ناگزیر فعلا این دو مزاحم نیز باید برکنار شوند تا راه برای تحقق زیاده خواهی های احمدی نژاد بیش از گذشته هموار شود.
 از اینرو احمدی نژاد به شرایط کنونی به عنوان یک فرصت می نگرد زیرا بعید است که مجلس هفتم در باقیمانده عمر خود به وزرای پیشنهادی احمدی نژاد رای اعتماد دهند و مجلس هشتم نیز تا خود را تثبیت کرده و سوار براوضاع شود حداقل چند ماهی بطول خواهد انجامید. تجربه نیز نشان داده است که ابر و باد و مه و خورشید همه در کارند تا موانع قانونی  بیش از سه ماهه سرپرستی اداره یک وزارتخانه هم نادیده گرفته شده و طبق معمول نسبت به بعضی از اقدامات غیر قانونی دولت نهم اغماض شود و احمدی نژاد هم نسبت به این موضوع کاملا واقف است و اتفاقا در نظر دارد که با استفاده از همین فرصت طلائی و بکمک سرپرستانی که در دستگاههای موصوف می گمارد پیش از استقرار وزرائی که ناگزیرند به سهم خواهی های مجلس هم عنایت لازم را داشته باشند ، از سیاست "جا بنداز و راه بنداز" مشابه با همان اتفاقی که کم و بیش در وزارت نفت رخ داد(البته در سطحی بسیار وسیعتر) برای انجام تغییرات دلخواه خود و افزایش شانس پیروزیش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،حداکثر بهره را ببرد. در طول اینمدت هم چون این دو وزارتخانه مهم کشور بدون وزیر بوده و درنتیجه با سرپرستانی اداره خواهند شد که قانونا در برابر مجلس پاسخگو نیستند،قهرا مجلس برای جلوگیری از تغییراتی که قرار است صورت گیرد هیچ کاری نمی تواند انجام دهد و تا مجلس بخود آید و فشار نمایندگان در جابجا کردن بعضی از مهره های دلخواه خود به عنوان استاندار، فرماندار ،بخشدار و مدیر آموزش و پرورش و سایر روسای ادارات به نتیجه ای برسد، انتخابات دلخواه برگزار شده و ...مگر اینکه خدا به داد مردم برسد!  والسلام

توجه: آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی اینجانب روز یکشنبه مورخ 25/1/87 در مجلس ایراد خواهد شد"
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 12:26  توسط حسن دارابلو  | 

امروز در سایت یولداش (http://negahi.com) و به نقل از یورغون (www.yorgun.blogfa.com) خبر درگذشت استاد سرداری نیا را شنیدم. در برابر عظمت اندیشه ایشان تعظیم نموده و درگذشت ایشان را به جامعه علمی کشور و همه علاقمندان به حقایق تاریخی تسلیت میگویم. برای خانواده عزیزشان نیز صبر و پایداری آرزو میکنم.

این هم از خبر:
"استاد دکتر صمد سرداری نیاعصر امروز در منزلش در تبریز درگذشت.
استاد سرداری نیا نویسنده کتابهای متعدد و مقالات مختلف می باشند. از جمله آثار وی می توان به کتابهای ذیل اشاره کرد:

آذربایجان در عصر مشروطیت، مشاهیر آذربایجان، ایروان یک ولایت مسلمان نشین بود، تبریز شهر اولین ها، کشتار مسلمانان در دو سوی رود ارس…"

این هم نقل خبر از یک منبع دیگر:

"دکتر صمد سرداری نیا مورخ، پژوهشگر و نویسنده توانای آذربایجانی در سال 1319 در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رساند و سپس موفق به اخذ دو مدرک کارشناسی تاریخ و حقوق از دانشگاه تبریز گردید. وی پس از مدتی کار تدریس، در سازمان صدا وسیمای تهران و تبریز به فعالیت پرداخت و در همان جا نیز بازنشسته شد. پس از انقلاب سال 1357 در مطبوعات تورکی و فارسی زبان ایران به ارائه مقالات علمی در زمینه تاریخ معاصر آذربایجان پرداخت و از همان آغاز انتشار مجله وارلیق به عنوان یکی از اعضای اصلی هیئت تحریریه فعالیت علمی–فرهنگی خود را ادامه داد. کمتر شماره ای از مجله وارلیق میتوان یافت که مقاله ای از صمد سرداری نیا در آن درج نشده باشد.

وی در مقالات و کتابهای خود ابعاد و مراحل مختلف تاریخ معاصر آذربایجان را با نثری روان و زیبا به رشته تحریر درآورد و از وارلیق و سایر مطبوعات تورکی زبان به عنوان تریبونی برای دفاع از حقوق پایمال شده ملت آذربایجان و ... استفاده می نمود. سرداری نیا در سالهای اخیر سعی داشت تا حقایق قره باغ، مسلمان و تورک نشین بودن ایروان در گذشته نه چندان دور و همچنین نام تاریخی آذربایجان و شمول این نام بر هر دو سوی رود ارس در طول تاریخ را به اطلاع خوانندگان خود و البته به گوش منکران آن برساند.

وی با توجه به خدمات علمی و فرهنگی خود موفق به دریافت دکترای افتخاری از "دانشگاه آذربایجان" جمهوری آذربایجان گردید. وی که با دختر مرحوم پیر هاشمی، محقق و نویسنده برجسته ازدواج نموده بود، دارای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر می باشد.  صمد سرداری نیا آثار زیادی از خود به یادگار گذاشت که می توان به این کتابها اشاره نمود: قره باغ، جنگ قره باغ، قتل عام مسلمانان در دوسوی ارس، باکو شهر نفت و موسیقی، مشاهیر آذربایجان، ملانصرالدین در تبریز، باقرخان سالار ملی، تاریخ روزنامه ها و مجلات آذربایجان، آذربایجان پیشگام جامعه مدنی، تبریز شهر اولین ها، آذربایجان مهد صنعت چاپ در ایران،...در برابر عظمت اندیشه و روح پرفتوح استاد دکتر صمد سرداری نیا تعظیم می کنیم. روحش شاد، یادش جاودان باد."

عکسی از دوران جوانی مرحوم استاد دکتر صمد سرداری نیا در میان اعضای هیات تحریریه نشریه وزین وارلیق... سال 1362 یا 1363
ایستاده از سمت چپ: استاد حسن مجید زاده (ساوالان)، مرحوم استاد دکتر صمد سرداری نیا، مرحوم وکیل علی کمالی، مرحوم استاد ناصر منظوری خامنه
نشسته از سمت چپ: مرحوم استاد تیمور پیر هاشمی، مرحوم پروفسور دکتر حمید نطقی، مرحوم پروفسور دکتر غلامرضا بیگدلی، پروفسور دکتر جواد هیئت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 3:28  توسط حسن دارابلو  | 

ای کاش کسی به این تحلیلهای اعلمی توجهی میکرد قبل از آن که بسیار دیر شده باشد.

" می توان نتیجه گرفت که 8/13 درصد از واجدان شرایط تهران و حومه با شرکت در انتخابات خواهان اصلاح وضع موجود از طریق نمایندگان خود هستند و بقیه یا بی تفاوتند و یا اینکه اساسا به تغییر وضع موجود و بهتر شدن اوضاع از طریق داوطلبان نمایندگی در مجلس امیدی ندارند. در هر صورت این پدیده بیانگر تفاوت ذائقه بخش قابل توجهی از مردم با مسئولان حاکم است! عقل و منطق ایجاب می کند که تصمیم گیران نظام سیاسی مستقر، پیش آمدن چنین وضعیتی را یک هشدار جدی تلقی کرده و با تدارک تمهیدات لازم بکوشند که امید به تغییر وضع موجود در نزد شهروندان را از طریق نهادهائی نظیر مجلس به روش های مدنی و دموکراتیک افزایش دهند، روندی که تحقق آن با توجه به نظارت استصوابی شورای نگهبان و قدرت های در سایه ای که به این نهاد خط می دهند نا ممکن بنظر می رسد!"

متن کامل را اینجا بخوانید:

http://www.akbaralami.com/index.php?option=com_content&task=view&id=97&Itemid=1


 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 22:32  توسط حسن دارابلو  | 

بولبوله وئردی خبر غونچه باهارین گلیشین
شخته نی قوودو صبا تندیری قیزدی گونه شین

چیله دی گؤز یاشینی گولشنی گولدوردو بولود
اسن آغ یئل قیرووون قارلی قیشین چکدی دیشین

چیچه گین آچدی اوزون قیلدی چیراغان چمنی
دؤشه دی داغ دؤشونه اوستا دوغا اؤز ال ایشین

آغ گئیه ن یاسمنی اؤپدی گلینیلیکده بولاغ
نازیله وئردی صبا موژده فراقین بیتیشین

یام یاشیل اویلاغینا سوردو سورویله قوزونو
توته گین چالدی چوبان چه کدی دابانین چه پیشین

تئلینین تارلاسینی ییغدی بوروندو بولودا
اوندا کی گؤدو گونه ش آینا بولاغلاردا ائشین

سالدی گؤی قورشاغی قول بوینونا جئیرانلی داغین
قوجاغین آچدی قایا ایلک اؤپوشون وئردی پئشین

منده بیر بولبول اولوب باغدا بوداغدا اوخورام
قارا گونلرده قارا قیش کیمی چه کسه قمیشین

خوش او آنلار کی آچار آرزی باغیندا گولوموز
اوخونار قورتولوشون نغمه سی دینلر له له شین

اسماعیل جمیلی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 7:17  توسط حسن دارابلو  | 

هر چند که در تبریز انتخاباتی به معنای واقعی کلمه به هیچ وجه برگزار نشد اما در شبه انتخاباتی هم که برگزار شد دکتر پزشکیان رای اول را آورد و بقیه به دور دوم راه یافتند.
خبر سایت یاغیش در این زمینه را بخوانید:

به گزارش ياغيش در حوره تبريز،آذرشهر و اسكو دكتر مسعود پزشكيان با كسب 105639 راي از مجموع 385800 راي ماخوذه حايز اكثريت آرا شد و به مجلس هشتم راه يافت.

همچنين ده نفر زير به ترتيب با كسب بيشترين آرا به دور دوم انتخابات مجلس راه يافتند:

ميرتاج الديني،محمد حسين فرهنگي،عشرت شايق،رضا رحماني،عليرضا منادي، شكور اكبرنژاد، محمد حسن لواساني، هادي غفاري،ايران آهور و زينت عظيمي


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:48  توسط حسن دارابلو  | 

اکبر اعلمی نماینده محبوب و (در نتیجه) رد صلاحیت شده تبریز، در وبسایت خود شروع به بیان ماجراهای پشت پرده رد صلاحیت خود کرده است. اعلمی خود بهتر میداند که آنچه گفته گوشه هایی کوچک از کل ماجرای رد صلاحیت اوست. اعلمی قول داده مطالب بیشتری را افشا کند اما چه او بگوید و چه نگوید همه نیک میدانند که رد صلاحیت اعلمی یک دلیل داشت: دفاع از حقوق مردم. آنهم حقوق  مردمی که نه تنها در نظام جمهوری اسلامی که در جریان شوونیستی فارس هم خودی نیستند.

مطلب اعلمی را اینجا بخوانید.

آدرس: http://www.akbaralami.com

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 13:57  توسط حسن دارابلو  | 

از قرار معلوم اصلاح طلبان در تبریز (و تقریبا در کل آذربایجان) لیستی برای مجلس نمی دهند چرا که کاندیدایی دارند. از نظر شورای محترم نگهبان همان سی نفر کاندیدای ائتلاف اصلاح طلبان در تهران ظاهرا برای دمکراتیک بودن نظام کفایت می کند. تبریز هم برود غاز چرانی! اصلا تبریز نماینده می خواهد چه کار. همین آقای حداد عادل می گوییم وکالت مردم غیور تبریز را هم بپذیرد. همین جا هم از آقای حداد عادل میخواهیم در اولین جلسه مجلس از تریبون مجلس استفاده کرده و از مردم تبریز سه بار بپرسند "وکیلم؟" ما هم دو دفعه می رویم گل بچینیم و بار سوم سوم میگیم بععععععععععععععله! مبارک است. چه زیباست این دمکراسی. انشااله همه باهم ایران را می سازیم البته مهمتر از همه اول ترتیب آذربایجان را میدهیم که ساخت و پاخت این دیار فراموش نشود.  
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:20  توسط حسن دارابلو  |