تبليغاتX
یادداشتهای یک آذربایجانی اهل ایران

یادداشتهای یک آذربایجانی اهل ایران

این وبلاگ تلاشی است در بازشناسی مفهوم ایرانی بودن.

نقدی بر رویکرد بی بی سی به مسائل آذربایجان

مجموعه خبری بی بی سی از دیر باز نقشی بسیار مهم در تحولات سیاسی ایران داشته است (از کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب ۵۷ و بعد از آن). اکنون نیز که در عصر ارتباطات به سر می بریم این مجموعه همچنان از نقش آفرینان پیشتاز صحنه سیاسی ایران است. وبسایت فارسی آن از پر بازدید ترین سایتهای خبری فارسی است. با نگاهی به سایتهای خبری مشابه شاید بتوان گفت که بی بی سی نسبت به بقیه دارای پوشش خبری بهتر و نگاهی حرفه ای تر است. اما با وجود این جای تاسف است که در برخی موارد و از جمله و علی الخصوص در مورد مسائل آذربایجان رفتار این سایت به شدت غیر حرفه ای و مفایر با اصل تبادل آزاد اطلاعات است.  نمونه های این مساله فراوان است اما به عنوان مثال به پوشش خبری این وبسایت در دو مورد از وقایع اخیر آذربایجان اشاره می شود.

در ماجرای تظاهرات فراگیر مردم آذربایجان در اردیبهشت و خرداد ماه اخیر (سال ۸۵) در اعتراض به کاریکاتور ایران جمعه٬ سایت بی بی سی اخبار مربوط به تظاهرات دانشجویی در تبریز٬ ارومیه و سایر شهرهای ایران را به مدت بیش از یک هفته به طور کامل بایکوت نمود. در این سانسور خبری بی بی سی حتی از برخی سایتهای دولتی نیز پیشی گرفت. به عنوان مثال سایت دولتی (ویا شبه دولتی!) ایسنا اولین خبر این تظاهرات را در تاریخ بیست و شش اردیبهشت ماه بر روی سایت خود قرار داد (رجوع شود به این لینک). این در حالی بود که اولین خبر بی بی سی در این خصوص در تاریخ دوم خرداد ماه یعنی یک روز بعد از کشیده شدن گستره تظاهرات از دانشگاه به خیابانها منتشر شد (لینک خبر). جالب اینکه تیتر خبر منتشره نه به تظاهرات مردم بلکه به بازداشت طراح کاریکاتور و سردبیر روزنامه مربوطه اختصاص داشت. شاید خواننده تصور کند تاخیر بی بی سی در انتشار یک خبر طبیعی باشد اما نگاهی به پوشش بی بی سی از مسائل مشابه ( و یا حتی پوشش تظاهرات در لبنان!) مشخص می کند که این٬ نه یک تاخیر معمولی بلکه یک سانسور و بایکوت خبری آشکار و غیر قابل توجیه است.

مورد دیگر از برخورد دوگانه بی بی سی طرز پوشش اخبار مربوط به اهانت یک روزنامه نگار در آذربایجان (شمالی) به پیامبر اسلام است. طی روزهای گذشته این سایت اخبار متعددی از تظاهرات مردم (!) تبریز در اعتراض به دولت آذربایجان (!) منتشر کرده است. بی بی سی عملا طوری وانمود کرده است که این تظاهرات (جد اکثر چند صد نفره) مردمی بوده و در اعتراص به سیاستهای دولت آذربایجان صورت گرفته است (لینک نمونه ای از اخبار منتشره). جای شگفتی است که تظاهراتی با سخنرانی تاج الدینی (راهیافته مجلس هفتم) و با صحنه گردانی انصار حزب اله و برگزار کنندگی بسیج دانشجویی از طرف بی بی سی اعتراض مردم(!) و دانشجویان (!) تبریزی وانمود شده و در سطح گسترده ای پوشش میشوند اما اخبار اعتراضات متعدد دانشجوئی در اردیبهشت ماه توسط این سایت بایکوت می شوند. راستی آیا بی بی سی اخبار سایر تظاهرات بعد از نماز جمعه انصار حزب اله را نیز به این شکل منتشر می نماید؟ بی بی سی حتی کار را به جایی رسانده است که خبر صدور حکم اعدام توسط فاضل لنکرانی برای نویسنده آذربایجانی را با آب و تاب نقل می کند بدون اینکه در متن خبر اشاره ای به آزادی بیان و تناسب این حکم با آن نماید.

گفتنی در این زمینه زیاد است اما پرسش اساسی این است که واقعا چه عاملی سبب می شود تا سایتی معتبر و حرفه ای چون بی بی سی به ورطه چنین فضاحتی کشانده شود؟ در شرایطی که روشنفکران ایرانی اعم از ترک و فارس و غیره روز به روز به بینشی واقع بینانه تر نسبت به مسائل ملی (و یا به تعبیری قومی) دست می یابند بسیار جای تاسف است که مجموعه ای مثل بی بی سی همچنان اسیر برخی سیاستهای ارتجاعی است و در پوشش اخبار آذربایجان در فضای  رضا خانی سیر می کند.

                                                                                                       حسن دارابلو
                                                                                               کانادا- اول دسامبر ۲۰۰۶

لطفا نظرات خود را به نشانی darabli@hotmail.com بفرستید.  

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 6:4  توسط حسن دارابلو  | 

شعری است از شاعر و طنزنویس بزرگ عمران صلاحی. هم  یادی است از ستارخان و هم از عمران. و البته از درد مشترکی که با آن مبارزه کردند و می کنیم. 

ستارین یاراسی 

ستارین یاراسی گولر
ستارین یاراسی آغلار
توکیلمیش قانی کیم سیلر
درین یارانی کیم باغلار

سئل لر کیمی آد آخیر
قارانلیقا اولدوز تاخیر
آلقیشلایان اونا باخیر
بوز دومانلی بویوک داغلار

ستار دوروب باخا باخا
سسی گلیر آخا آخا
هر کیم گونه پالچیخ یاخا
گونش اونین الین داغلار

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 20:35  توسط حسن دارابلو  | 

 

استاد شهریار شعری دارند بنام «بهجت آباد خاطره سی». اخیرا دیدم که شاعری جوان در وبلاگ خود از این شعر اقتباسی کرده و نظیره ای بر آن نوشته اند. شعر زیبایی است و برای این شاعر عزیز نیز آرزوی موفقیت دارم. اصل متن در آدرس زیر قابل دسترسی است:
http://www.volcon.persianblog.com
و اما شعر: (مصراعهای نوشته شده در داخل گیومه «» از استاد شهریار هستند)
گوز گی کیمی گوزلر تیکیلیب يـولـلارا سـاري    
يـئللــرده اســيـب گئــدي ، فـقـط قـالــدي غــبـاري

بيـر كـس ده تـاپيلـماز ائـلـيـه گوزلـري يـاري         

« اولـدوز سـاياراق گوزلـه مـيشم هر گئجـه يـاري

گئج گلمده دي يار يئنه اولموش گئجه ياري »

 

يـازديـم بازي يـازلاره دئديـم يئللـرووي اس

سس گلدي كي آرتيغ دئمه سوز كس سسـووي كس

آرزی كيميـن اولموش منه ايندي گئچه بير كس

« گوزلـر آسيـلي يـوخ نـه قـارالتـي نـه ده بير سس

 باتميش قولاغيم ، گور نه دوشورمكده دي داري »

 

منـده قـاراگون عمـريمي قويـدوم ديه سن هن

يـوخ اينـدي گئـديـركـن مـنيـده اولـديـره سـن سـن

شـايد خبريـم يوخ كـي اولوبسان منه دوشمن

« يـاتمـيش هامـي بيـر آلاه اويـاقديـر داهـا بيـر من

 مندن آشاغي كيمسه يوخ ، اوندان دا يوخاري »

 

آرتيـغ منـي غـم ، غصه لـرين اوسـتونه ييخما

يــوخ منـده داهـا جـان ، قـارا گوز جـانيمـي سيخمـا

مـنـده دئـيـرم گوزلـريـمـه بيـرجـه داريـخمـا         

« دان اولدوزي ايستر چيخـا ، گوز يالواري چيخمـا

او چيخماسادا ، اولدوزومون يوخدي چيخاري »

سنـدن سـورا غملر گولـي كي سولمياجاقميش

عاشـيـق سازيـنـا غـمـلـي نـوا دولـمـيـاجـاقـمـيـش

اولـدوز منـه خاطيـر بـاشينـي يـولمياجاقميش   

« عشـقيـن كـي قـراريـنـدا وفـا اولمـيـاجـاقـمـيـش

بيلمم كي طبيعت نيه قويموش بو قراري؟»

 

داغ مشعلي اوتلاندي سحر سويلـه دي : دورما 

كوشـان اوجـاقي يـانـدي سـحر سـويله دي : دورما

هر كيمسه مني قاندي سحر سويله دي : دورما  

« ريشخنـديـله قيـرجـانـدي سحر سويله دي : دورما

جان قورخوسي وار عشقين ، اوتوزدون بو قماري »

 

وقتـي يـئتيشـيـب گوزلـريــم آيري قالا ائلـدن

مـجـنـون كـيمـي كـوشـانـدا گئنـه آه چـكــه بئـلـدن

مـنـده كـي تـوتـا بـيلميجـم سارامـي سئـلـدن 

« اولـدوم قـره گون ، آيـريـلالي او سـاري تـئـلـدن

 بونجا قره گونلردي ايدن رنگيمي ساري »

 

چاتدي سحر آما گوزومون وقتي قوتولدي 

دا گوزده مگـيـن فـايـداسـي يـوخ گوز كـي توتولدي

گون ده باش آچيب سققه ليمه باخديجا گولدي 

« سانكي خوروزون سون باني خنجردي سوخولدي

 سينمده اورك وارسا كسيب قيردي داماري »
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 6:54  توسط حسن دارابلو  |