تبليغاتX
یادداشتهای یک آذربایجانی اهل ایران

یادداشتهای یک آذربایجانی اهل ایران

این وبلاگ تلاشی است در بازشناسی مفهوم ایرانی بودن.

اقدام سنای آمریکا در شناسایی وقایع منجر به قتل عام ارامنه در دوران عثمانی به عنوان یک نسل کشی در واقع یک بازی سیاسی است که هدف  عمده آن فشار بر ترکیه از یک سو و جلب رای ارمنه مقیم آمریکا از سویی دیگر است. هر چند هدف بزرگتر طراحان این اقدام ریشه در کینهء مذهبی مسیحیان متعصب و افراطی آمریکا از مسلمانان و ایجاد ذهنیت منفی از آنان است. کشتن حتی یک نفر هم محکوم است و هیچ تفاوتی هم ندارد که از طرف چه کسی صورت بگیرد اما بهره برداری سیاسی از وقایع تاریخی مقدمه فجایع بسیاری است که در نهایت دامن همه را میگیرد. کشتار ارمنی ها فاجعه ای بود تاسف بار، اما نسل کشی خواندن آن توسط چند نماینده در آستانه یک انتخابات سیاسی نه ارزشی تاریخی دارد و نه به این ادعا صورت حقیقت می دهد. بهترین راه این است که بدون سیاسی کردن مساله اجازه دهند تاریخ دانها و نه سیاستمداران به بررسی این موضوع بپردازند و دولتمردان (هم دولتمردان ترک و هم سایرین) به فکر درس گرفتن از تاریخ و نه قضاوت در مورد آن باشند.

آنهایی که هویت ارامنه را -که ملتی به بلندای تاریخ هستند- در گرو نفرت از ترکها قرار می دهند بیشتر از همه به خلق مظلوم ارمنی ظلم می کنند. راستی چه کسی از تقسیم و دسته دسته شدن ملتهای منطقه سود می برد؟ آری همان کسان هستند که مانع اتحاد ایران با ترکها، ترکها با اعراب و ارمنیها با ترکها هستند. به همین دلیل هم دوست دارند تا ابد خون ارمنیها را مسموم از نفرت به ترکها کنند تا فاجعه کشتار ارامنه در آغاز قرن بیستم به صورت کشتار آذریها در ارومیه (رجوع کنید به تاریخ هجده ساله آذربایجان، کسروی، صفخه هفتصد و ده به بعد) و بعد فجایع کشتار مسلمانان قره باغ در خوجالی و غیره ادامه یابد. مطمئنا اکثر ارمنیها هم این را میدانند که نباید آلت دست امریکا و سایر قدرتمداران شوند و با پا فشاری بر حق خود به طور منصفانه به مسایل مطرح در گذشته و حال بنگرند و راه با ثبات رشد مدنیت خود را در همکاری و دوستی با ملتهای منطقه انتخاب کنند چرا که آلت دست قدرتمندان شدن در دراز مدت موجب عزت ملتی نمی شود.

در این مورد مطلب مرتضی صلاحی را در جهان نیوز بخوانید.
www.jahannews.com/pages/view.php?id=13504

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:42  توسط حسن دارابلو  | 

سعید متین پور رونامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی شب چهارم خرداد ۱۳۸۶ در حالیکه به همراه همسر خود از یکی از خیابانهای زنجان عبور می کرده به طرز غیر معمولی دستگیر شده است. در این چند ماه او را مرتب از بازداشتگاه اطلاعات زنجان به زندان اوین تهران٬ همچنین زندان زنجان و بالعکس منتقل شده است. اخبار کاملاْ موثقی وجود دارد که متین پور برای دادن اعترافات مقابل دوربین تحت فشار قرار گرفته است. در ادامه این فشارها که شامل تهدید خانواده اشان نیز می باشد، برادر کوچکتر وی "علیرضا متین پور" هم روز ۶ شهریور بازداشت شده است. سعید متین پور نویسنده نشریات یارپاق و مردم نو یک هفته قبل وارد پنجمین ماه بازداشت موقت خود شده است و این در حالیست که تا کنون تماسی با وکیل نداشته و محاکمه نشده است. بنا به گفته چند تن از حقوقدانان آذربایجانی هیچ یک از قوانین موجود در ایران نمی تواند این بازداشت موقت برای سعید متین پور را توجیه می کند. به گفته خانم عطیه طاهری همسر آقای متین پور او در طول این چند ماه هیچ گونه ملاقاتی با همسرش نداشته است. مقامات امنیتی حدود دو ماه  پیش یک بار و تنها به مادر ایشان اجازه ملاقات داده اند. خانم طاهری می گوید: "پنجشنبه پنجو مهرماه برای ملاقات با سعید با ما تماس گرفتند و بعد از اینکه به اداره اطلاعات مراجعه و بیش از یک ساعت در آنجا معطل ماندیم به ما گفته شد که سعید مایل نیست ملاقاتی انجام شود و بعدا با شما تماس گرفته خواهد شد. بعد از مراجعه به منزل سعید تماس گرفت و در مورد دلیل عدم تمایل به ملاقات گفت٬ شرایط جور نبود". خانم متین پور به شدت نگران سلامت همسر خویش است.

گفتنی است که سعید متین پور اول آبانماه  ۱۳۸۵ هنگام بازگشت از سفر ترکیه در مرز اورمیه مورد بازجوئی قرار گرفته و پاسپورت٬ ۳۵ جلد کتاب و ۳ مجله فلسفی به زبان ترکی که از ترکیه خریداری کرده بود٬ ضبط شد. به احتمال زیاد سعید متین پور به خاطر انتقاداتی که از حکومت جمهوری اسلامی ایران به علت نقض حقوق شهروندی ترکهای آذربایجان در نوشته هایش کرده٬ بازداشت شده است. سعید متین پور ۳۲ ساله و فارغ اتحصیل فلسفه از دانشگاه تهران است. او و برادرش علیرضا متین پور قبلاً نیز دوم اسفند ۸۵ مقارن با روز جهاني زبان مادری در زنجان همراه با ضرب و شتم لباس شخصي ها بازداشت شده و پس از تحمل حدود ۱۰ روز حبس در انفرادی  با وثیقه آزاد شده بودند.  

بهروز صفری فعال سیاسی اهل زنجان اوایل خرداد ماه امسال دستگیر شده است. علیرغم اینکه همسر ایشان خانم لیلا حیدری به دلیل تهدیدهای اداره اطلاعات هیچگونه خبری در مورد دستگیری ایشان حتی به دوستان و آشنایانشان هم نداده بودند٬ روز ۶ شهریور هنگامی که طی تماس قبلی برای ملاقات همسرش مراجعه کرده بودند ایشان هم دستگیر شدند. متاسفانه اخبار زیادی در مورد بهروز صفری که احتمالاْ در زنجان و در بازداشتگاه اداره اطلاعات به سر می برد٬ وجود ندارد. بهروز صفری روز دوم اسفند ۸۵ مقارن با روز جهاني زبان مادری در زنجان دستگیر و پس از تحمل ۱۰ روز حبس در انفرادی  با قرار وثیقه آزاد شده بود.

به گفته خانواده خانم لیلا حیدری ایشان به زندان زنجان انتقال داده شده است. گفتنی است که فروشگاه  "چیچک" ( به معنی شکوفه) که با مدیریت خانم لیلا حیدری اداره میگردید٬ سال قبل با فشار اداره اماکن و اطلاعات زنجان تعطیل گردید. فروشگاه چیچک به عرضه کتاب٬ کاست و محصولات فرهنگی به زبان ترکی آذربایجانی می پرداخت.

جلیل غنی لو فعال سیاسی اهل زنجان ۵ خرداد امسال در زنجان دستگیر شده و بعد از مدتی به زندان اوین و سپس دوباره به زندان زنجان انتقال داده شده است. آقای جلیل غنی لو طی این مدت تنها یکبار با خانواده ملاقات داشته است. توکل غنی لو برادر ایشان با اعلام اینکه بعد دستگیری برادرش فقط یک بار موفق به دیدن او شده می افزاید: "وقتی از برادرم در مورد پرونده و اتهام وارده سوال کردم٬ او با خنده از من خواست که وارد جزئیات نشوم." به گفته توکل غنی لو هنوز اجازه گرفتن وکیل به آنها داده نشده٬ و جلیل محاکمه نشده است.

آقای غنی لو پیش از این در دوم اسفند ۱۳۸۵ همزمان با روز جهانی زبان مادری نیز بازداشت شده و پس از ۲۶ روز بازداشت در سلول انفرادی در زندانهای زنجان و بند ۲۰۹ زندان اوین به قید وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شده بود. به گفته برادرش جلیل در پی بازداشتش در روز جهانی زبان مادری در زنجان در بند ۲۰۹ زندان اوین مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته بوده است.

  صالح کامرانی وکیل دادگستری آذربایجانی شب شنبه ۲۷ مرداد از یک مجلس عروسی در شهرستان کرج توسط نیروهای امنیتی ربوده و به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال داده شد. بنا به گفته مینا اصغری همسر آقای کامرانی ایشان ممنوع الملاقات شده٬ اجازه گرفتن وکیل ندارد و هنوز تفهیم اتهام نگشته است. خانم اصغری برای عدم پیگیری وضعیت همسرش تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفته است. به گفته ایشان بعضی اوقات تلفن منزلشان را هم قطع می کنند.

صالح کامرانی وکیل مدافع تعدادی از فعالان سیاسی آذربایجان و همچنین نشریه توقیف شده شمس تبریز بوده است. او چندین بار از طرف وزارت اطلاعات تهدید شده بود تا از پذیرش پرونده های فعالان سیاسی آذربایجانی امتناع کند.

آقای کامرانی همچنین به علت آنکه در برخی از مصاحبه های خود با خبرگزاریها و مطبوعات بسیاری از قوانین حقوقی جمهوری اسلامی در زمینه مطبوعات٬ زندانیان سیاسی٬ انتخابات و ...  را نا کارآمد ارزیابی کرده٬ تحت فشار قرار داشته است.

او بعد از اعتراضات گسترده ترکهای آذربایجان در خرداد ماه ۱۳۸۵ دستگیر و بیش از شش ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و زندان اوین تهران بازداشت گردیده بود. 

 عبدالله عباسی جوان فعال آذربایجانی و استاد دانشگاه شهید رجائی تهران روز ۲۷ مرداد ماه توسط مامورین اطلاعات در تهران دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین تهران که در اختیار وزارت اطلاعات است انتقال داده شده است. پس از دستگیری عبدالله جوان منزل او در تهران تفتیش شده٬ کامپیوتر و قسمتی از کتابها و وسایل شخصی او را ضبط کرده اند. برادر بزرگ ایشان یدالله عباسی که برای پیگیری وضعیت برادرش چنین بار از نقده به تهران سفر کرده موفق به دیدن او نشده است. با اینکه به او گفته بودند که روز دوشنبه ۹ مهر می تواند برادرش را ملاقات کند٬ او پس از چندین ساعت انتظار مقابل زندان اوین برادرش را ملاقات نکرده است. به گفته یدالله عباسی جوان آنها هیچ چیز در مورد اتهام برادرش به آنها نگفته اند. عبدالله عباسی اهل شهرستان نقده واقع در جنوب آذربایجان غربی و ساکن تهران است. او وکیل مدافع ندارد.

 جواد حسن پور فعال اهری حرکت ملی آ‌ربایجان که ساکن تبریز می باشد روز ۱۲ شهریور در منزل شخصی خود بازداشت شده است. اتهام جواد حسن پور در رابطه با تظاهرات روز چهرم خرداد ۱۳۸۵ در اهر می باشد. مامورین هنگام دستگیری وی کامپیوتر همسر ایشان و مقادیری کتاب٬ جزوه و سی دی متعلق به او و همسرش را با خود برده اند. به گفته ائلناز حسن پور (بیانی) همسر جواد حسن پور|٬ او از زمان دستگیری همسرش تا کنون دیداری با او نداشته است و برای تماس تلفنی هم  ۲۰ روز بعد از دستگیری اجازه داده اند. حسن پور هم اکنون در بازداشت اداره اطلاعات اهر به سر می برد و دادستان تیموری به منظور بازجویی از طرف مامورین اطلاعات و انجام تحقیقات دو ماه قرار بازداشت صادر کرده است. دادستان تیموری به درخواست خانم حسن پور جهت دریافت دستگاه کامپیوتر که قسمتهایی از پایاننامه کارشناسی ارشد ایشان در آن ذخیره شده٬ پاسخ منفی داده است. دادستان اظهار کرده است: هر گونه کمک به جواد حسن پور فرد کمک کننده را نیز به دردسر خواهد انداخت. جواد حسن پور قبلاْ نیز یک بار در اسفند ماه ۱۳۸۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در اهر دستگیر و بعد از ۵ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده بود. همچنین دو برادر او به نامهای رضا و عوض پس از اعتراضات گسترده خردادماه ۱۳۸۵ در شهرهای آذربایجان بازداشت شده و پس از چند هفته با قرار وثیقه آزاد شده بودند. عوض حسن پور اخیراْ به شش ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است.

امیر عباس بنای کاظمی فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ مامورین اداره اطلاعات تبریز او را در منزل خویش دستگیر کرده اند. او حدود یک ماه در یکی از بازداشتگاههای اطلاعات تبریز تحت شکنجه در بازداشت بوده و بعد از فرستاده شدن به بند ۹ زندان تبریز نیز گهگاهی موقتاْ به بازداشتگاه اطلاعات سپاه تبریز منتقل گشته است. مادر امیر عباس که یک بار با فرزند خود ملاقات کرده٬ بخش ترکی آذربایجانی رادیو آمریکا چنین می گوید: "وضعيت فرزندم نامناسب است، او به شدت شکنجه شده است و در اثر شکنجه های جسمی دندانهایش شکسته و صورتش کبود شده است. سلامت امیر در نتیجه شرایط سخت زندان به مخاطره افتاده است."

بنا به گفته پدر امیر او چهار ماه پس از بازداشت موقت روز ۲۵ شهریور در دادگاه انقلاب تبریز محاکمه و از طرف قاضی علی اکبری به ۲ سال زندان محکوم شده است. پدر امیر عباس حکم صادره برای پسرش را٬ که به گفته او خواسته جز حقوق فرهنگی ملت آذربایجان ندارد٬ بسیار ناعادلانه می داند.

ودود سعادتی فعال ۳۵ ساله اردبیلی روز دوشنبه ۲۶ شهریور دستگیر و در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل به شدت شکنجه شده است. بنا به گزارشهای رسیده از منابع موثق مامورین جهت گرفتن اعتراف به شدت او را کتک زده اند. ودود سعادتی خرداد ماه ۱۳۸۵ به جرم شرکت در تظاهرات اعتراضی مردم اردبیل بر علیه کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران بازداشت و به تحمل شش ماه زندان و پنجاه ضربه شلاق محکوم شده بود. او را همچنین خردادماه ۱۳۸۶ برای بار دوم دستگیر و پس از چند روز بازجویی به قید وثیقه آزاد کرده بودند. ودود سعادتی هم اکنون در زندان اردبیل به سر می برد.

 همچنین دو فعال دیگر اردبیلی به نامهای آصف ابراهیم زاده و رضا غنی زاده روز ۲۶ شهریور بازداشت و پس از بیش از ۱۰ روز بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات همراه با ضرب و شتم آزاد شده اند. عسگر اکبر زاده دیگر فعال اردبیلی جهت گذراندن حکم حبس ۴ ماهه که به دلیل شرکت در تظاهرات اول مهر ۱۳۸۵ در اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس دریافت کرده بود٬ روانه زندان اردبیل گشته است.

علی شادی کرمجوان از فعالان حرکت ملی آذربایجان در تبریز روز دوشنبه ۲۶ شهریورماه هنگام بازگشت از شهرستان سراب توسط مامورین اداره اطلاعات دستگیر شد. این فعال سیاسی ۳۸ ساله خردادماه سال گذشته در جریان اعتراضات گسترده ترکهای آذربایجان به چاپ کاریکاتور توهین آمیز در روزنامه دولتی ایران، توسط اداره اطلاعات شهر سراب دستگیر و پس از تحمل دو ماه حبس در زندان سراب با قرار وثیقه آزاد شده بود. او بعد از آزادی به اتهام تبلیغ علیه نظام و پخش کتابهای ترکی در دادگاه انقلاب سراب محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود٬ که بعد از اعتراض به ۶ ماه تخفیف داده شد. وی برای بار دوم در روز یک خرداد ۱۳۸۶ به جرم شرکت در تظاهرات دستگیر و پس از تحمل ۲۶ روز حبس که ۸ روز آن در بازداشتگاه اطلاعات تبریز و همراه شکنجه شدید بود٬ با قرار وثیقه آزاد گشت. به گفته همسر ایشان دستگیری آقای شادی به خاطر اجرای حکم ۶ ماه زندان وی می باشد. او هم اکنون در زندان تبریز به سر می برد.

همچنین آقای جواد رجب زاده یکی از فعالین حرکت ملی آذربایجان که چندی پیش در تبریز توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده بود  پس از  بازجویی با تامین وثیقه ای به ارزش ۲۰ میلیون تومان از زندان تبریز آزاد شد.

ائلیاز یکانی(یئکنلی) روزنامه نگار و از نویسندگان هفته نامه توقیف شده "صدای اورمیه" در زندان اورمیه دچار بیماری اعصاب شده است. ایشان در نامه ای که چند ماه پیش منتشر کردند، شکنجه های ماموران اطلاعات را سبب بروز این بیماری دانسته اند. به گفته خواهرش او از نظر جسمی و روحی کاملاْ تعغییر کرده و در وضعیت نامناسبی به سر می برد. خانواده ایشان خواستار انتقال او به بیمارستان هستند. ائلیاز از ۲۱ آذر ۱۳۸۵ در زندان اورمیه است.

شهناز غلامی فعال سیاسی آذربایجان و فعال حقوق زن در تبریز که روز ۲۱ آگوست ۲۰۰۷ توسط نیروهای اداره اطلاعات تبریز دستگیر و بعد از ۲۲ روز از زندان تبریز آزاد شده بود منتظر محاکمه خویش است. به گفته خانم غلامی ایشان تمام مدت حبس را به جز ۴ روز که در بند قاتلین و همچنین بند متهمین به فساد اخلاقی بوده اند در انفرادی نگهداری شده است. وی عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران (رزا) است.  

سایر زندانیان سیاسی آذربایجان نیزوضعیت مناسبی ندارند. هم اکنون به جز عبدالله عباسی جوان٬ سعید متین پور٬ صالح کامرانی٬ جلیل غنی لو٬ بهروز صفری٬ لیلا حیدری (صفری)٬ علیرضا متین پور٬ جواد حسن پور٬ ودود سعادتی٬ علی شادی٬ عسگر اکبرزاده و امیر عباس بنای کاظمی عده دیگری از جمله هادی حمیدی شفیق و مهدی نوری (ائلمان) دانشجویان زندانی در اورمیه٬ ابراهیم معینی و رضا پاشایی (روزنامه نگار) - فعالان نقده ای٬ حسین فروهیده (خطیبی) و ایرج ناجی - که به جرم جاسوسی برای ترکیه در خوی زندانی هستند٬ عباس لسانی (زندانی سیاسی شناخته شده اردبیلی) و مسعود سلطانی - در زندان اردبیل٬ در حبس هستند.

احکام صادره برای فعالان:

ابراهيم جعفرزاده فعال سیاسی و فرهنگی آذربایجان٬ دبير سابق و از اعضاي هيأت مؤسس موسسه غیر دولتی "اورين" خوی (NGO) از سوی دادگاه انقلاب خوی به یک سال حبس تعزیری٬ دو سال تبعید به برازجان٬ سه سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی - سیاسی و محروميت از نمايندگي مجلس و نمايندگي شورا به مدت يک دوره محکوم شده است. جعفرزاده از سال ۱۳۷۸ تا کنون شش بار توسط مامورین امنیتی بازداشت شده است. او آخرین بار در روز دوم اسفند ۱۳۸۵ (روز جهانی زبان مادری) به اتهام حمایت از گروههای پان ترکیست دستگیر و پس از تحمل ۲۴ روز حبس موقت با قرار وثیقه آزاد شده بود.

از طرف دیگر شیرزاد حاجیلو دانشجوی دانشگاه آزاد خوی و دبیر کنونی موسسه اورین از سوی دادگاه انقلاب خوی (قاضی نوروزی) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با گروههای پان ترکیست به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد.  

بسیاری از فعالن حرکت ملی آذربایجان با حکم شلاق نیز روبرو بوده اند. از جمله اینها ۲۴ فعال اهری هستند که حکم آنها به جرم برپایی و شرکت در تظاهرات روز چهرم خرداد ۱۳۸۵ در اهر اخیراْ صادر شده است. اسامی این ۲۴ نفر به قرار زیر است:

محکوم شدگان به شش ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری: افشین بزاز قدیم - کریم کارگر -  مرتضی شکری سرقینی - عوض حسن پور

دو سال و شش ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری: فرهاد حیدری

شش ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق تعزیری که به مدت ۵ سال تعلیق می شود: انوشیروان طهماسبی - رامین ایل غمی - رامین بخشی - حسین صفرنیا - فرید (وحید) برزگر - مهراد حیدر پور - محمد جعفری - مهدی سلیمانی - پرویر باقری - جلال اسفندیاری - رضا سلمانزاده - ناصر آخشی - ابوالفضل دوست محمدی - رضا سلیمانی - پرویز قانع - ابراهیم زلفی - امید سیفی - مجتبی جاملو

 

همچنین عده بسیاری در شهرهای مختلف آذربایجان منتظر صدور حکم و یا اجرای حکم صادر شده هستند. بیشتر این افراد با قرار وثیقه از بازداشت موقت آزاد شده اند.

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک

علیرضا جوانبخت سخنگوی کمیته  quluncu@gmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 19:49  توسط حسن دارابلو  | 

وزیر کشور به خاطر ممنوعیت استفاده از واژگان ترکی در مناطق آذری نشین به مجلس فرا خوانده شد

آزاد تبریز- اکبر اعلمی از نمایندگان آذربایجان شرقی در مجلس شورای اسلامی از وزیر کشور خواست به خانه ملت برود تا درباره ممنوعیت استفاده از واژگان و عبارات ترکی در تابلوی فروشگاه‌ها و برچسب کالاها در این استان پاسخگو باشد. به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، اکبر اعلمی نماینده تبریز در مجلس هفتم در سئوالی از مصطفی پور محمدی وزیر کشور پرسید که مبنای ابلاغیه غیر قانونی فرماندار این شهرستان به سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی مبنی بر ممنوعیت استفاده از واژگان و عبارات ترکی در تابلوی فروشگاه‌ها و بر چسب کالاها چیست؟ او در تشریح سئوال خود از وزیر کشور آورده است: اخیرا فرماندار تبریز طی نامه ‌ای به سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی ابلاغ کرده است که نسبت به استفاده از الفاظ و جملات ترکی در تابلو‌های فروشگاه‌ها و بر چسب کالاها جلوگیری شود و سازمان مذکور نیز در جهت اجرای ابلاغیه موصوف، هرگونه استفاده از واژگان و عبارات ترکی در تابلوی فروشگاه‌ها و بر چسب کالاها را ممنوع اعلام کرده است!
این عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم با اشاره به آیه شریفه “و من آیاته خلق السماوات والارض و اختلاف السنتکم و الوانکم ، ان فی ذالک الآیات للعالمین” تاکید کرد که بر اساس مواد مختلفی از قانون اساسی از جمله اصل ۱۵ این میثاق ملی ، استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه ‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
اعلمی در ادامه، با استناد به بندهای (ه) و (و) ماده ۱۰ قانون برنامه چهارم توسعه که دولت را به منظور “ارتقای حقوق انسانی و احساس امنیت فردی و اجتماعی و پاسداری از حقوق شهروندی” موظف کرده به “ترویج مفاهیم وحدت آفرین و احترام آمیز نسبت به گروه های اجتماعی و اقوام مختلف در فرهنگ ملی” و “صیانت از حریم خصوصی افراد” کرده، متذکر شد به موجب اصل ۹ قانون اساسی “هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند”.
نماینده تبریز بر همین اساس از پور محمدی پرسید که مبنای اتخاذ تصمیم غیر قانونی و وحدت شکن و تحریک کننده و نافی هویت و اصالت قومی ابلاغ ممنوعیت استفاده از واژکان و عبارات ترکی در تابلوی فروشگاه ها و برچسب کالاها در استان متبوعش چیست و آیا ابلاغیه مذکور مورد تائید او و وزارتخانه‌ متبوعش می ‌باشد؟
او همچنین از وزیر کشور سئوال کرده است که چنانچه پاسخ به سئوالات فوق منفی است، وزارتخانه مربوطه چه اقدامی در جهت نقض ابلاغیه غیر قانونی صادر شده به عمل آمده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 22:1  توسط حسن دارابلو  | 

در این چند روزه حضور احمدی نژاد در آمریکا خیلی گرد و خاک بپا کرده است.  مخصوصا حضورش در دانشگاه کلمبیا به شرحی که میدانید. سخنان رییس دانشگاه کلمبیا که او را از جایگاهی آکادمیک به حد یک گوینده فاکس نیوز تقلیل داد باعث شده بیشتر مخالفان ایرانی آقای احمدی نژاد هم از رییس یهودی دانشگاه کلمبیا انتقاد کنند (دو نمونه از این انتقادها را منتوانید در اینجا و اینجا ببینید). اما در این میان من میخواهم به یک مساله دیگر اشاره کنم.

چندی پیش آقای احمدی نژاد سخنانی در رد تحزب و حزب گرایی گفته بودند. شاید بپرسید چه ربطی دارد. اما واقعا خیلی هم ربط دارد. آقای احمدی نژاد در این سفر خود اتفاقا بسیار خوب ظاهر شد و تقریبا سخنرانیهایش بدون گاف و بسیار حساب شده بود. هر چه بر سرش آمد از جمله در دانشگاه کلمبیا به خاطر دسته گلهایی بود که علی الخصوص در اوایل دوره ریاستش به آب داده بود. به عنوان مثال افسانه خواندن هولوکاست (که الان مهمترین فاکتوری است که احمدی نژاد با آن شناخته میشود) هیچ فایده ای برای هیچ کدام از اهداف او نداشته است و در عوض موجب زیانهای فراوان برای ایران شده که در اینجا به دلیل بدیهی بودن آنها را شرح نمیدهم.

اگر در مملکت حزبی وجود داشت که این آقا در آنجا از نظر سیاسی آموزش میدید و از اول در قامت یک رییس جمهور ظاهر میشد الان به چنین وضعی نمی افتاد که همه وقتش در آمریکا را صرف اصلاح گفته های دو سال پیش خود کند و تازه با این همه تلاش اظهارات کنونی او در مقایسه با حرفهای قبلی نادیده گرفته شود. آقای احمدی نژاد خود بزرگترین دلیل است که نشان میدهد چرا حزب و تحزب برای اداره یک مملکت نه تنها لازم بلکه بسیار بسیار واجب است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:52  توسط حسن دارابلو  |